تبلیغات
فرهاد مهراد
قالب وبلاگ
فرهاد مهراد
به امید باران و صلح 
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ؟





ابر برچسب ها
متن کامل ترانه های آلبوم جمعه از فرهاد مهراد

farhad

متن ها در ادامه مطلب

ادامه مطلب

طبقه بندی: متن ترانه ها،
[ دوشنبه 24 بهمن 1390 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ حسن ]
تصویری از کودکی فرهاد مهراد

http://www.8pic.ir/images/57585080548408625839.jpg



طبقه بندی: تصاویر،
برچسب ها: کودکی فرهاد،
[ چهارشنبه 4 آبان 1390 ] [ 06:57 ب.ظ ] [ حسن ]
نظرات

دانلود کلیپ اجرای زنده ی آهنگ کودکانه ( بوی عیدی ) از فرهاد مهراد

farhad

لینک دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: کلیپ ها،
[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 03:15 ب.ظ ] [ حسن ]
نظرات

دانلود آلبوم فوق العاده زیبا و قشنگ فرهاد مهراد به نام جمعه

farhad

لینک دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: آلبوم ها،
[ پنجشنبه 28 مهر 1390 ] [ 02:04 ب.ظ ] [ حسن ]
نظرات

فرهاد مهراد

http://www.8pic.ir/images/80940158412365166672.jpeg

سخنان زیادی در مورد زندگی هنری و خصوصی فرهاد مهراد در میان است …
همه میگن صدای مخصوص خودش رو داشت. خیلی ها او را به خاطر نرفتن به خارج از كشور و ماندنش تحسین می كنند ... بعضی ها از مهربانیش می گویند و بعضی از انزوایش و سكوتش!! فرهاد انسانی تنها بود.!!

فرهاد بی آزار و منزوی بود. آدم بذله گو و شوخی نبود … همیشه گوشه گیر بود. می شد فهمید كه نمی تواند خیلی چیزها را تحمل كند. اما در رفتار هایش نشان می داد. خوش بر خورد و خوش رو بود. البته گاهی اوقات هم بذله گویی می کرد. مثلا زمانی كه به معرفی اعضای گروه می پرداخت؛ شوخ طبعی اش گل می كرد. هامو را هملت معرفی می كرد و وقتی كه می خواست شماعی زاده را معرفی كند، می گفت: نایس جنتلمن!! شماعی زاده اوایل فكر می كرد فرهاد دارد به او فحش می دهد برای همین ناراحت می شد، حالا شاید اکنون كه کمی به زبان خارجه تسلط یافته، می داند آن دو كلمه توهین نبوده است. خودش را كه معرفی می كرد می گفت: این منم كه پیانو می زنم. بعد كه پیانو زدنش تمام می شد، می گفت این یك پیانیست معمولی بود. او مودب بود كه هیچ كس را به نام كوچكش صدا نمی كرد.

فرهاد یك گام از اجتماع جلوتر بود. ناملایمات اجتماع را می دید و از دیدن آن رنج می برد. نادانی دیگران را می دید و غصه می خورد. و همین مسئله او را وادار به سكوت می كرد. شعور بالای فرهاد بود كه او را به انزوا كشاند. فرهاد خواننده ای از تبار حقیقت بود. موسیقی از دید فرهاد عارفانه بود نه مطربی!!
فرهاد از جمله معدود هنرمندان موسیقی پاپ بود که پس از انقلاب اسلامی ایران، در سال 1357، کشور را ترک نکردند.
ترانه وحدت ساخته اسفندیار منفردزاده با شعر سیاوش کسرایی، از آثار این خواننده ایرانی است که در اوایل انقلاب به اجرا در آمد.
در چند سال اخیر نیز او در ایران چند برنامه هنری اجرا کرد و در آنها تعدادی از ترانه های گذشته اش را نیز به اجرا در آورد.
ترانه های فرهاد در دهه 50 شمسی با مضامین سیاسی و اجتماعی در میان جوانان کشور محبوبیت زیادی کسب کرد، از جمله ترانه های جمعه خونین، هفته خاکستری و کوچه ها (شبانه).
فرهاد که برخی منابع نام او را محمد صفار منتشری نوشته اند در سال 1321 در لنگرود به دنیا آمده بود.
معروف ترین ترانه او جمعه نام داشت که شعر آن را شهیار قنبری سروده بود و آهنگ آن کار اسفندیار منفرد زاده بود و اولین بار در فیلمی به نام خداحافظ رفیق خوانده شد. این ترانه مدتها نزد جوانان آن دوره یک ترانه سیاسی تلقی می شد و شیوه خواندن فرهاد هم به این تصور دامن می زد.
بیماری فرهاد نوع پیشرفته "هپاتیت سی" بود که به کبد او صدمه زده بود. دکتر زالی از پزشکان معالج وی در تهران پیشتر گفته بود که حتی با پیوند کبد شانس زنده ماندن او حداقل ?? درصد است.
نهمین فرزند مرحوم رضا مهراد، كاردار وزارت امورخارجه دولت ایران در كشورهای عربی، روز بیست و نهم دی ماه در لنگرود متولد شد.
اخلاق و رفتار آخرین فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود كه همیشه از سوی اطرافیان به «تقلید از بزرگترها» می شد. سه سال بیشتر نداشت كه علاقه به موسیقی او را وادار میكرد تا پشت در اتاق برادرش بنشیند و تمرین ویلون او و دوستانش را گوش كند. در همان دوران یكی از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسیقی میشود و از خانواده او میخواهد كه سازی برای او تهیه كنند.
با اصرار برادر بزرگتر یك ویلون سل برای او تهیه میكنند و تمرینات فرهاد آغاز میشود.
عمر تمرینات ویلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شكست و به قول فرهاد: «ساز صد تكه و روح من هزار تكه شد.» و از آن پس باز هم دل سپردن به تمرینات برادر بزرگتر تنها سرگرمی و ساز تبدیل به رویای فرهاد شد.
با ورود به مدرسه استعداد او در زمینه ادبیات آشكار و ادبیات تبدیل به دلمشغولی او میشود و در آستانه ورود به دبیرستان تمایل به تحصیل در رشته ادبیات پیدا میكند.
اما علیرغم نمرات ضعیفش در دروسی غیر از ادبیات و زبان انگلیسی، مخالفت عموی بزرگش در غیاب پدر، او را مجبور به ادامه تحصیل در رشته طبیعی میكند. و عاقبت دلسپردگی به ادبیات و بی علاقگی به دروس مورد علاقه عمویش سبب میشود تا در كلاس یازدهم ترك تحصیل كند.
پس از ترك تحصیل با یك گروه نوازنده ارمنی آشنا میشود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازنده گیتار در همان گروه شروع به فعالیت میكند.
گروه راهی جنوب میشود تا در باشگاه شركت نفت برنامه اجرا كنند و اولین شب اجرای برنامه رهبر گروه به بهانه بیماری و غیبت خواننده گروه از فرهاد میخواهد تا او جای خواننده را پر كند.
وسواس شدید فرهاد در ادای صحیح كلمات و آشنایی او با ادبیات ملل چنان در كار او موثر بود كه وقتی ترانه ای به زبان ایتالیایی، فرانسوی و یا انگلیسی اجرا میكرد كمتر كسی باور میكرد كه زبان مادری این هنرمند فارسی باشد و همین خصوصیت باعث درخشش گروه و تمدید مدت برنامه گروه ارمنی شد.
مدتی بعد از گروه جدا میشود و فعالیت انفرادی خود را آغاز میكند. فرهاد برای اولین بار در سال 42 برای اجرای چند ترانه انگلیسی راهی برنامه تلویزیونی «واریته استودیو ب» میشود و مخاطبان بیشتری می یابد.
مدتی بعد فرهاد در یكی از كنسرتهای بزرگی كه به مدیریت مجله «اطلاعات جوانان» در امجدیه برگزار شد هنرنمایی كرد.
در این برنامه فرهاد چند ترانه با گیتار اجرا میكند و بیش از پیش مورد توجه تماشاگران و همچنین شهبال شب پره، مرد اول گروه Black Cats قرار میگرد.
چندی بعد فرهاد با شهبال شب پره سرپرست گروه بلك كتز آشنا می شود. همكاری فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده گیتار و پیانو با شهبال شب پره (پركاشن)، شهرام شب پره (گیتار)، هامو (گیتار)، حسن شماعی زاده (ساكسیفون) و منوچهر اسلامی (ترومپت) در كلاب كوچینی از سال 45 آغاز میشود.
منوچهر اسلامی كه از فرهاد به عنوان پایه اصلی Black Cats یاد میكند با اشاره به استعداد فرهاد می گوید: «فرهاد با اینكه نت نمیدانست و موسیقی را از راه گوش آموخته بود نیاز چندانی به تمرین نداشت. او با چند بار زمزمه كردن شعر، ساز و صدایش را با بقیه گروه هماهنگ میكرد. در واقع او به احترام دیگر اعضا در جلسات تمرین حاضر می شد.»
در همین دوران یعنی در اوج فعالیت Black Cats، دوستداران فرهاد ترانه «اگه یه جو شانس داشتیم» یعنی اولین اثر فرهاد به زبان فارسی را در فیلم «بانوی زیبای من» شنیدند.
او اندکی بعد برای پرستاری ازخواهرش راهی انگلستان میشود. در طول سفر كه قرار بود 2 ماه به طول انجامد یكی از تهیه كنندگان سرشناس انگلیسی به سراغ او می آید و پیشنهاد انتشار آلبومی با صدای فرهاد را مطرح میكند. اما بیماری فرهاد و بروز مشكلات متعدد شخصی باعث میشود تا انتشار آلبوم در حد حرف باقی بماند و سفر 2 ماهه بیش از یكسال طول بكشد.
سال 48 فرهاد ترانه «مرد تنها»، با شعر شهیار قنبری و موسیقی اسفندیار منفردزاده، را برای فیلم «رضا موتوری» میخواند. ترانه «مرد تنها» كه پس از اكران فیلم در قالب صفحه گرامافون راهی بازار شده بود آنچنان طرفدار می یابد كه فرهاد تبدیل به یك ستاره میشود.
چون همیشه معتقد بود باید شعری را بخواند كه خود به آن اعتقاد دارد و در واقع آن شعر باید به شكلی زبان حال او باشد پس از «مرد تنها» تعداد محدودی ترانه یعنی ترانه های «جمعه»، «هفته خاكستری»، «آیینه ها» (51-1350) را خواند و با افزایش تنشهای سیاسی در ایران در دهه پنجاه ترانه های «شبانه1» ، «خسته»، «سقف»، «گنجشگك اشی مشی»، «آوار»، «شبانه2» با اشعاری از احمد شاملو و شهیار قنبری و صدای فرهاد منتشر و تبدیل به سرود اتحاد مردم شدند.
یك روز بعد از انقلاب در ایران یعنی در روز 23 بهمن 1357 مرحوم «سیاوش كسرایی» ترانه «وحدت» را به اسفندیار منفردزاده می سپارد و در همان روز صدای فرهاد در ستایش آزادی و آزادگی در تلویزیون ملی طنین انداز شد.
پس از انقلاب فرهاد، خواننده انقلابی، از ادامه كار منع و تقاضاهای چندباره او برای انتشار مجدد آثارش با مخالفت روبرو شد. البته در همین سالها كه حتی از انتشار مجدد ترانه «وحدت» به بهانه «تكراری بودن» جلوگیری می شد شخص با نفوذی بدون كسب مجوز از خواننده، آهنگساز یا شعرای این ترانه ها آلبومی با نام وحدت و با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را راهی بازار كرد.
بالاخره سال 1372 پس از 15 سال آلبوم جدید فرهاد، «خواب در بیداری»، مجوز انتشار دریافت كرد و تبدیل به پر فروش ترین شد.
پس از انتشار «خواب در بیداری»، فرهاد كه از انتشار آلبوم بعدی خود در ایران ناامید شده بود در سال 1376 آلبوم «برف» را در ایالات متحده آمریكا ضبط و منتشر كرد و این آلبوم یك سال بعد در ایران منتشر شد. پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهیه آلبومی با نام «آمین» كه ترانه هایی از كشورها و زبانهای مختلف را در خود جای میداد، برآمد.
از مهر ماه 1379 بیماری فرهاد جدی شد، اما فرهاد از حركت بازنایستاد. آن روزها هیچ چیز جز مرگ نمی توانست او را از تهیه آلبوم «آمین» بازدارد، كه بازداشت …
فرهاد پس از 2 سال معالجه در ایران و فرانسه، در سن 59 سالگی روز نهم شهریور 1381 در شهر پاریس بر اثر بیماری هپاتیت درگذشت.
پیكر فرهاد در آغوش خاك آرامگاه Thiais پاریس خفته است.
فرهاد رفت و در آرامگاهی كه واقعا آرامگاه است هنوز لبخندی دلنشین بر لب دارد. و در جایی است كه دیگر نه از نامش بلكه از شماره سنگ قبرش شناخته می شود!!
یادداشتم رو با حرف همیشگی فرهاد تموم می كنم كه آخر تموم حرفاش اینو می گفت:
«به امید باران و صلح!!»




طبقه بندی: بیوگرافی،
[ پنجشنبه 28 مهر 1390 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ حسن ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ



وبلاگ هواداران فرهاد مهراد آوازه‌خوانی که در میان ایرانیان همچون اتفاقی بود که تاکنون تکرار نشده است.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • یک کلوپ
  • سه راهی
  • ضایعات